عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
186
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
برترى و فزونى سنّ وى امتناع ورزيد ، قريش بر آن كارش تحريض كردند ، وى همچنان بر امتناع خود باقى ماند جز به اين شرط كه طرف مغلوب در منافرت ، بيست سال از حرم ( مكّه ) تبعيد شود . و بر اين شرط با اميّه بن عبد شمس به منافرت پرداخت ، و برترى از آن هاشم شد ، و به اين مناسبت يكى از شاعران قريش گفت : [ از بحر وافر ] 491 تكلّف هاشم ما ضاق عنه * و اعيى ان يقوم به ابن بيض 492 أتاهم بالغرائر متأقات * من ارض الشّام بالبرّ النفيض 493 فاوسع اهل مكّة من ثريد * و شاب الخبز باللّحم الغريض 494 و ظلّ القوم بين مكلّلات * من الشّيزى جوانبها تفيض « 16 » و ابن الزّبعرى « 17 » درباره هاشم مىگويد : [ از بحر طويل ] 495 له بفناء البيت دهماء جونة * تلقّم اوصال الجزور العراعر « 18 » 496 بقيّة قدر من قدور توورثت * لآل الجلاح كابرا بعد كابر 497 تظلّ الإماء يبتدرن قديحها * كما ابتدرت سعد مياه قراقر و فرزدق در حالى كه از طارق ياد كرده گفته است : [ از بحر طويل ] 498 بعثت له دهماء ليست بلقحة * تدرّ إذا ما هبّ نحس عقيمها « 19 »
--> ( 16 ) - چنان كه ملاحظه مىشود حركت روى اين بيت مخالف حركت ابيات قبل است و بنابراين متصف به عيب « اقواء » مىباشد . - م . ( 17 ) - او عبد اللّه بن الزّبعرى از طايفه سهم از قبيله قريش ، و شاعر قريش در زمان جاهليّت است ؛ وى تا زمان فتح مكّه بر مسلمين سرسخت بود ، و به نجران گريخت ، و حسّان بن ثابت دربارهء وى بيتهايى سرود ، چون آن بيتها به گوش او رسيد ، به مكّه آمد ، و اسلام آورد ، و پيامبر را مدح گفت ، و پوزش طلبيد ، و پيامبر دستور داد به او حلّهاى اهداء شود . ( 18 ) - آن بيتها در ديوان نابغة الذبيانى ، ص 103 وارد شده و در مدح نعمان است ، و ابو تمّام در ديوان الحماسة ، ج 4 ، ص 1701 آن ابيات را به نابغه نسبت داده است . ( 19 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان ، ج 2 ، ص 254 ( بجاى بلقحة ) بناقة ضبط شده است .